انواع ابزارها و سیستمهای فناورانهی نوین و تاثیر آن در سبک زندگی
دگرگونی فناورانه در سبک زندگی، بسیاری از اوقات، ناخودآگاه است و دانستن این ارتباط، ما را هشیار میسازد که پیشتر از پدید آمدن پیامدهای کاربرد انواع ابزارها و سیستمهای فناورانهی نوین، آنها را حدس بزنیم و نشانهشناسی کنیم و برای مسائلی اجتماعی و فکری که به دنبال خواهند داشت، چارهجویی نماییم.
فناوری را نباید تنها در ماشینها و ابزارها و اختراعهای مادی جدید دید. گاهی جا انداختن یک نوع مدیریت و کنترل اجتماعی، نوعی فناوری است. از قضا، چیزی که بر زندگی ما بیشتر تأثیر دارد، فناوری اجتماعی است که زندگی شخصی و جمعی را همچون ابزارها و اختراعات مادی و شاید بیش از آنها دگرگون میسازد. وقتی ما میآموزیم، میپذیریم و مشتاق میشویم، به گونهای دیگر زندگی کنیم، نگاه و معرفت ما به زندگی دستخوش دگرگونی میشود و این دگرگونی بر خلقوخو و ارتباط ما با دیگران و حتی ارتباط ما با خودمان و باورهایمان تأثیر میگذارد.
افزون بر عاملان یا کارگزاران تغییر سیستم اجتماعی، انطباق یا عدم انطباق سیستم مورد نظر با محیط کاربرد یا اعمال فناوری، عامل تفاوت اثر میتواند باشد. برای مثال، تقسیم اراضی در دورهی پهلوی را نوعی فناوری اعمال تغییرات اجتماعی میتوان دید که همچون ماشینی در اختیار حکومت از برنامههای مشابه در کشورهای پیشرفته کپی شد تا کار گذار طبقاتی از سیستم اربابـرعیتی به جامعهی سرمایهسالار و فردیتمحور را تسهیل کند. دقیقاً مانند ماشینهای اختراعشده که کاری را برای ما تسهیل میکنند. اما اهمیت سازگاری محیطی در به کار بردن ماشینهای اجتماعی و سیاسی، بسیار بیش از ماشینهای معمولی است. آموزش دادن و سازگار نمودن یک آدم با کار یک فناوری نوین، سادهتر است تا سازگار کردن یک جامعه با بهکارگیری یک فناوری نوین. پیامد کار، دلخواه نبود. در جاهایی که زمینهای بسیار وسیع به دهقانان رسید، سبب شد آنان به فردگرایی افزونتر و جمع کردن سرمایهی بیشتر و خرید ماشینهای پیشرفتهتر و مانند اینها بپردازند؛ اما در جاهایی که تراکم جمعیت کشاورزان بالا و زمینها کوچکتر بود، وضعیتی از مجادلات و کشمکشهای تمامنشدنی برقرار شد که از وضعیت اربابـرعیتی پیش از آن بسیار بدتر بود.
همکاری تنگاتنگ کشاورزان، نیاز به روحیهی رواداری بالایی داشت و کشاورزانِ عادتکرده به منطق استبدادی اربابی، جز سلطهگری و سلطهپذیری، نوع دیگری از رابطهی اجتماعی را نیاموخته بودند و بدین ترتیب، نابودی کشاورزی، رهاورد کار بود. اما مهمتر از آن، افزایش کینهتوزی و بخل و حسد در اخلاقِ کاریِ افراد بود؛ چرا که منابع، کم، تقاضا، زیاد و امید به سامان یافتنِ نظامِ ازهمپاشیدهی کار، ناچیز بود.
آنچه برای بحث ما مهم است این است که فناوری، چه در شکل مادی و چه در شکل برنامهی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و ترکیب اینها، در نتیجهی چگونگی محیط کاربرد خود، اثرات متفاوتی خواهد داشت و محیط را نیز به سهم خود دگرگون خواهد نمود. یک وجه این تغییر محیطی، تغییر در رفتار و نگاه آدمهاست. بنابراین همراه است با تغییر سبک زندگی.
به همین شکل میتوان نگاهی به ورود فناوریهای نوین در ایران امروز داشت. پس از ارتباطهای چهره به چهره به مثابهی نسل اول و تلفن، تلگراف و پست به مثابهی نسل دوم، اینترنت و تلفن همراه، به نسل سوم ارتباطات مشهور شدهاند. علاوه بر این دگرگونیها در ابزار ارتباط، در هر کدام از این نسلها، شبکههای اجتماعی و کنترلهای امنیتی و دولتی و مقاومتها و مخالفتهای سازمانیافتهی متفاوتی شکل گرفتند که برخی از آنها را میتوان فراوردهی اجتماعی آن نسل از ابزارهای فناورانه دانست. اما از سویی، نظامی از کاربرد موارد گفتهشده را میتوان تکنولوژی سیاسی یا اجتماعی برای تغییر در کنترل مردم دانست. ما در اینجا نه به چیستی آن فناوریها و نه به تأثیر آنها بر کنترل افراد میپردازیم، بلکه به تغییرات خلقوخو و شیوهی زندگی مردم تحت تأثیر این دگرگونیها نظر داریم. هر کدام از این دگرگونیهای فناورانه، نگاه مردم به جامعه، دولت، افراد دیگر و خودشان را دگرگون ساختهاند و این دگرگونی در چگونه زیستن آنان اثرگذار بوده است. در واقع باید پرتو تحلیل خود را بر جنبههایی درکشده و تجربهشده از زندگی مردم با این فناوریها بیندازیم.
نگاه تحلیلی ما به آنجا باید متمرکز شود که شنود مکالمات در نسل دوم، جایِ فرستادنِ جاسوس و خبرچین دولت در اجتماعات چهره به چهره را میگیرد و اخلاق ریاکاری و بیاعتمادی مردم به یکدیگر برای گول زدن عوامل نفوذی، به اخلاق مراقبت از خود و خودسانسوری تبدیل میشود و همین خلقوخو به دیگر ابعاد زندگی هم توسعه مییابد.
وقتی به شبکههای مجازی ارتباط افراد در نسل سوم ارتباطات میرسیم، ویژگی دوگانهای در اخلاق ارتباطی پدید میآید. نامهای مجازی برای پوشاندن هویت افراد از یک سو به مخفی کردن هویت آنان کمک میکند، اما دوباره ارتباطهایی چهره به چهره، اما این بار به صورت مجازی شکل میگیرد و همان روابطی که در نسل اول بود هم امکان ظهور مییابد. به دلیل انبوه شدن امکان ارتباط و تماس با چند نفر در مکانهای مختلف در یک نشست یا گفتوگوی مجازی، احساس نیاز به سرعت و کمبود وقت و گزینش مخاطبانِ همزبانتر و حذف دوستانِ وقتگیر، اهمیت بیشتری مییابد و چنین نگاهی از فضای مجازی به فضای واقعی و زندگی روزمرهی مردم هم انتقال مییابد.
هر کدام از این دگرگونیهای فناورانه، نگاه مردم به جامعه، دولت، افراد دیگر و خودشان را دگرگون ساختهاند و این دگرگونی در چگونه زیستن آنان اثرگذار بوده است. در واقع باید پرتو تحلیل خود را بر جنبههایی درکشده و تجربهشده از زندگی مردم با این فناوریها بیندازیم.
دامنهی گسترش فناوری اجتماعی به اختراعهای ارتباطی محدود نمیشود. میشل فوکو، اندیشمند فرانسوی نیمهی دوم سدهی بیستم، به تکنولوژیهای انضباط اجتماعی اشاره میکند. (فوکو، 1387؛ اسمارت، 1387 و گوتینگ، 1390) آنجا که شما در معرض نگاه همیشگی دوربینهای پلیس، ارزیابی گزارشکارهای دورهای توسط رئیس، مدیر یا استادتان، ارائهی آزمایشهای پزشکی، روانی و گواهی عدمسوءپیشینه برای مسئولان اجتماعی مرتبط با خود هستید، رفتار شما بسیار متفاوت خواهد بود با آن زمان که این موارد نبودند. به طور معمول، شما به خودتنظیمی، خودسانسوری و منضبط ساختن خود، به صورتی وسواسگونه همت خواهید نمود. البته برای مسئولان اجتماعی مرتبط با شما، نظارت بر شخص شما مهم نیست؛ بلکه انجام دادن وظیفهشان مهم است و چنین زندانگونه شدن و پادگانگونه شدن و آسایشگاهگونه شدن جامعه، شما را به فردی تبدیل خواهد کرد که به بهداشت جسمی و روانی خود حساسیت وسواسگونه دارد و این حساسیت به تمام زندگی شما گسترش خواهد یافت. تغییر شیوههای کنترل در چهارچوب یک فناوری کنترل اجتماعی، تغییر رفتار کنشگران را در پی دارد.